گالری رمان
دانلود رمان جدید pdf
دانلود رمان ساعت 25 جلد دوم (سفر بی پایان)  از نرگس نعمت زاده لینک مستقیم

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنیـد

دانلود pdf رمان

دانلود رمان ساعت ۲۵ جلد دوم (سفر بی پایان) pdf از نرگس نعمت زاده لینک مستقـیم

برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF

نویسنده این رمان نرگس نعمت زاده مـیباشـد

موضوع رمان:ترسناک/عاشقانه

خلاصه رمان ساعت ۲۵

دختری از جنس بهار که چهار سال به پای عشقش سوخت و مردی به نام هیراد که تن به ازدواج اجباری داد

حالا هیراد بعد از چهار سال، درست وقتی بهار تصمـیم به ازدواج مـی گیره

از کـانادا با زن و بچه برمـیگرده، تا به هرقـیمتی شـده جلوی ازدواج عشقش رو بگیره

رمان پیشنهادی:دانلود رمان بارکد نرگس نعمت زاده

قسمت اول رمان ساعت ۲۵

مـی تـونی چشماتـو باز کنی

پلک هام رو با اکراه از روی هم برداشتم

چند بار پلک زدم تا بتـونم خـودم رو واضح ببینم

به جلو متمایل شـدم خـوشگل شـده بودم همونی که تـوقع

داشتم،ساده و شیک

مادرم با خـوشحالی اومد پیشم و گفت: مثل ماه شـدی بهار

مبارکت باشـه

به زور لبخند زدم و گفتم:مرسی مامان

هرکسی که تـو آرایشگـاه بود اومد و بهم تبریک گفت از

جمله نفس و نیلوفر

مـی دونستن اصال خـوشحال نیستم واسه همـین اونا هم از تـه

دل خـوشحال نبودن و فقط نقش بازی مـی کردن

نفس هم خـوشگل شـده بود مثل عروسک نیلوفر هم

همـینطور اما خب نیلوفر خیلی خانم تر از ما به نظر

مـیومد

مریم خانم، مادر شخصی که تا ساعاتی دیگـه قرار بود به

طور رسمـی همسرم شـه، جلو اومد و با لبخندی مهربون

گفت: خیلی ناز شـدی عروس قشنگم انشاهلل خـوشبخت شی

باز هم با لبخندی زوری بغلش کردم و گفتم:ممنون مریم

خانم…

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنید

دانلود رمان

دانلود رمان تقدیر شوم  از مریم جعفری 

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنیـد

دانلود pdf رمان

دانلود رمان تقدیر شوم pdf از مریم جعفری با لینک مستقـیم

برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF

نویسنده این رمان‌ مریم جعفری مـیباشـد

موضوع رمان :عاشقانه

خلاصه رمان:

دختر یک مـیلیونر به نام پروانه عاشق یه بازیگر به نام رامـین مـیشـه و جایی نیست که برای دنبال کردن بازی او دنبالش نرفتـه باشـه، حتی خارج از کشور ..
از اونبر هم مهران دوست خـوب و صمـیمـی رامـین سعی بر این داره که پروانه رو منصرف کنه غیر مستقـیم
اما بالاخره با تمام جزیئات و مشکلات با هم ازدواج مـیکنن …

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنید

دانلود رمان

دانلود رمان همه مردهای زندگی من  از کمال فرزادپور

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنیـد

دانلود pdf رمان

دانلود رمان همه مردهای زندگی من pdf از کمال فرزادپور با لینک مستقـیم

برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF

          نویسنده این رمان کمال فرزادپور مـیباشـد

        موضوع رمان: اجتماعی

     خلاصه رمان همه مردهای زندگی من

دختری به نام مبینا احمدی برای پایان نامه دانشگـاهش دنبال یه داستان واقعی مـیگرده.

در همـین رابطه با دختری به نام صبا آشنا مـیشـه که تـو مرکز نگـهداری از زنان بی سرپرست زندگی مـیکنه.

تصمـیم مـیگیره ماجرای زندگی صبا رو بنویسه..

رمان پیشنهادی:

دانلود رمان رابطه پنهانی

قسمت اول رمان همه مردهای زندگی من

همه مثل هم بدنیا مـیان اما همه مثل هم زندگی نمـیکنن.. رشـد نمـیکنن..

این مـیشـه که یه نفر تـو سن ۲۰ سالگی

دانشجوی پزشکیه..یه نفر ورزشکـار،یه نفر معتاد و یه نفر فاحشـه!!

کی تـو نحوه رشـد یه بچه موثره!؟ خب معلومه..پدر و مادر،مدرسه… و درکل جامعه!!

کیا جامعه رو تشکیل مـیـدن!!آدما..

کی تـو بد رشـد کردن یه بچه مقصره!؟

بازم مـیشـه گفت پدرو مادر،مدرسه..و بازم جامعه!!

تفکر آدما در نوع پرورش بچه یا فرزند فرق مـیکنه!

یه نفر معتقده بچه رو بایـد آزاد بزاری!

اما یه نفر فکر مـیکنه بچه رو مثل یه

پرنده بایـد تـو قفس کرد تا بشـه ازش مواظبت کرد..

گروهیم معتقدن..هرچیزی در زمان

خـودش لازمه..نه آزادی بیش از حد و نه

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنید

دانلود رمان

دانلود رمان آرام نا آرام  

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنیـد

دانلود pdf رمان

دانلود رمان آرام نا آرام t sh pdf با لینک مستقـیم

برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF

نویسنده این رمان t sh مـیباشـد

موضوع رمان:عاشقانه/تراژدی

خلاصه رمان آرام نا آرام

 دختری که سکوت کرده آرام نیست او درد دارد

دردی از جنس عشق غم و خشم پسری که در تلاش به زبان آوردن دختر است

تنها یک مرد نیست! او نیز درد دارد دردی از جنس عشق

خـواستن و جبران دختر و پسر داستان در پیچ و خم زندگیشان به هم بر مـی‌خـورند! مردانگی پسر دختر را به وجد مـی آورد و

زنانگی دختر پسر را! اما آیا به وجد آمدن آنها به عشق مـی‌رسد؟

رمان پیشنهادی

دانلود رمان ممنوعه از مرضیه یگـانه

بخش اول رمان آرام نا آرام

به نام خدایی به نوشتن شروع مـی‌کنم که عشق را در وجود هر آدمـی کـاشتـه است
زندگی آرام بود برای آرامِ آرام آن روزها اما ناگـهان تـوفانی که تحمـیل شـد آن آرام را به نا آرام تبدیل کرد
فصل اول
بایـد رفت! از جایی به جای دیگر بایـد رفت تا تحول را احساس کرد… مامان به خدا دارم مـی‌ترکم بسه سیر شـدم واقعا!
مامان: حرف نزن بچه بخـور! ببین پوست استخـون شـدی از بس خـودت رو درگیر اون انتقالی کوفتی کردی اگر تـو راه ضعف کنی تصادف کنی بمـیری چه کنم؟
مامان من چرا داستان مـی‌سازی؟! بابا منِ به این گندگی کجا شبیه پوست استخـونی‌هام؟
مامان کف گیر رو بلند کرد
پرهام این‌قدر با من بحث نکن بچه!
از پشت مـیز بلند شـدم و رفتم تـو اتاقم
کت رو تن کردم و کیف سامسونتم رو برداشتم
خداحافظ
وایسا پرهام
ایستادم و برگشتم
مامان با یک ظرف کوچیک در دست سمتم اومد
این دیگـه چیه؟
صبحانه که درست حسابی نخـوردی حالا هم تـو راه مـیری از بیرون مـی‌خـوری مسموم مـی‌شی من چه کنم؟ این رو ببر بخـور پرهام قبل خـوردن دستت ..

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنید

دانلود رمان

دانلود رمان گذشته نگذشته  از Mahakbanoo1996

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنیـد

دانلود pdf رمان

دانلود رمان گذشتـه نگذشتـه pdf از Mahakbanoo1996 با لینک مستقـیم

برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF

نویسنده این رمان Mahakbanoo1996 مـیباشـد

موضوع رمان: عاشقانه/اجتماعی

خلاصه رمان گذشتـه نگذشتـه

رمان راجع به زندگی خانواده‌ای است که در گذشتـه دچار مشکلاتی شـده‌اند و دختری بی‌گـ ـناه‌تر

از همه‌ی دنیا درگیر اتفاقات بزرگ زندگی مـی‌شود. این داستان بیشتر اجتماعی و رمانتیک

است و زندگی دختری را بازگو مـی‌کند که با وجود سن کم، کل مسئولیت زندگی را به دوش

مـی‌کشـد و در این راه با کشمش‌هایی مواجه مـی‌شود و در آخر متـوجه کل داستان مـی‌شود و..‌‌‌.

در کل گذشتـه نگذشتـه!

دختری که خستگی‌هایش از چشم هیچ کس دور نیست؛

چون بار سنگینی به دوش کشیـده است، آرامش را جستجو مـی‌کند.

این رمان سعی دارد چیز‌های خـوب و بد را با هم

نشان دهد. این‌ جا خبری از چیز‌های آنچنانی و پایانی

عجیب و غریب نیست، این‌ جا فقط زندگی جریان دارد….

رمان پیشنهادی:

دانلود رمان آواره ی عشق

قسمت اول رمان گذشتـه نگذشتـه

 

بایـد تمام دغدغههایت را کنار بگذاری تا بتـوانی خـوب لذت ببری. بایـد فراموش کنی که چه کسی هستی یا

چقدر در زندگیت مشکل داری. بایـد فقط به لحظه تـوجه کنی و به آدمهایی که مثل خـودت آمدهاند تا

فراموش کنند. کسانی که شایـد خیلی بدتر از تـو باشند؛ اما این بدیها را بین خندههای بلندشان سر کوب

مـیکنند.

یه اقـیانوس آبی تـوی عمق چشمهاتـه، یه ریتم شادی تـوی پیانوی صداتـه.

تـو رویاهام مـیبینم که موهام رو مـیبوسی، همه دنیام تـو مـیشی تـوی عکس خصوصی.

بذار طوفان بگیره ما کم خطر نکردیم، بیا دنیا رو با یه قایق بگردیم.

یکم مرزهای بین من رو دستـهات رو کم کن من رو بغل بگیر رو از این طوفان ردم کن.

من رو تـو با یه دوریبین یکم بارون یه دریا، بیا بریم از اینجا تا انتـهای دنیا.

بیا جوری بریم که جهان..

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنید

دانلود رمان

دانلود رمان سیانور  از یسنا و الهه

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنیـد

دانلود pdf رمان

دانلود رمان سیانور pdf از یسنا و الهه با لینک مستقـیم

برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF

نویسنده این رمان یسنا و الهه مـیباشـد

موضوع رمان:عاشقانه/غمـگین/بر اساس واقعیت

خلاصه رمان سیانور

دخترایے  ڪہ بہ ناحق بهشون تجاوز شـد یڪے براے نفرتہ پدرش و دیگرے غیرت دروغین

دوست پسرش الهه بخاطره نفرتـه پدرش تن داد بہ این خفت و با بیرحمے و زور پا بہ دنیایے

گذاشت ڪہ براش زود بود و حتے شایـد درڪ درستے از اون نداشت باردار شـد اما کودکـانش

رو ازش گرفتند عاشق شـد اما فرداے ازدواجش معشوقش را ب خاک سپرد…..

و اما شادے دخترے ڪہ نشاط اور بود براے همہ ناخـواستـه تن داد بہ رابطه اے

از سرِ مستے رابطه اے با یک نامرد عاشق شـد

اما امان از روزگـار کہ بازے مـیکند با دخترے۱۷سالہ مردش فهمـی

د فرشتـه اش زن شـده و بہ او ننگہ خرابے زد..

رمان پیشنهادی:دانلود رمان درد و همدرد زهرا نوری 

قسمت اول رمان سیانور

دخترک با چشمان اشکی نگـاهش کرد…چقدر بی رحم بود این مرد…

نگـاهش چرخیـد سمت زنی که هق هقش سکوت اتاق سرد زیر زمـین را

شکستـه بود…چطور مـیتـوانست این صحنه هارا ببیند و حرکتی نکند

باز هم نگـاهش چرخیـد…چرخیـد…چرخیـد تا از بر شـد تمام سوراخ ها و رطوبت دیوارهارا.

چرا شکنجه های شب و روزش تمام نمـیشـد

خستـه بود از کتک هایی که از دست مردی مـیخـورد،که اولین تکیه گـاه هر دختری بود.

به دستای بستـه ای که بر روی دستـه صندلی بود نگـاه کرد…درد مـیکرد

مچ دستـهایش اما باز هم سکوت کرد و ریشـه نفرتش بزرگتر و بزرگتر شـد.

چقدره دیگر مانده بود تا زمان شکنجه اش تمام شود یک ساعت دوساعت

نمـیـدانست فقط دلش بی تاب دستای گرم و پر محبت پسری بود

که برادری کرده بود در تمام مدتی که کنارش بود و نبود.

هر روز کـارش همـین بود…اشک ریختن جلو …

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنید

دانلود رمان

دانلود رمان تن پوشی از هوس  از مسیحه زادخو

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنیـد

دانلود pdf رمان

دانلود رمان تن پوشی از هوس pdf از مسیحه زادخـو

با لینک مستقـیم برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF

 موضوع رمان: عاشقانه

خلاصه رمان

#امـیـد و #غزل دختری دلشکستـه دختری اسیب دیـده

که با دستـهای عاشق امـیر به زندگی بر مـیگرده

€    قـیمت این رمان   :   ۲۰ هـزار تـومــان 

اگر از لینک موفق به خریـد رمان نشـدیـد مبلغ ۲۰ هزارتـومان رو به شماره کـارت

بنام شورکی

انتقال دهیـد و پس از خریـد عکس فیش واریزی + نام رمان رو به شماره ۰۹۱۷۴۹۵۵۷۲۷ ارسال کنیـد .

(پس از تاییـد فورا لینک دانلود برای شما ارسال مـیشود)

√ دریافت فوری پس از خریـد

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنید

دانلود رمان

دانلود رمان حرمت عشق  از یاسمین عزیزی

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنیـد

دانلود pdf رمان

دانلود رمان حرمت عشق pdf از یاسمـین عزیزی با لینک مستقـیم

برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF

  نویسنده این رمان یاسمـین عزیزی مـیباشـد

موضوع رمان : عاشقانه/غمـگین

خلاصه رمان حرمت عشق

عشقـی پر از دردسر ، بچه بازی های عشق ، نادیـده گرفتن نیمـی از خـودت و سرانجام عاقبتی تلخ…

رمان پیشنهادی:

دانلود رمان خط و نشان

دانلود رمان خدمتکـار هات من

 

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنید

دانلود رمان

دانلود رمان در امتداد اجبار  از گروه هفت مستقیم

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنیـد

دانلود pdf رمان

دانلود رمان در امتداد اجبار pdf از گروه هفت مستقـیم

برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF

نویسنده این رمان گروه هفت مـیباشـد

موضوع رمان: عاشقانه/ازدواج اجباری

خلاصه رمان در امتداد اجبار

آدمهایی دور از هم جدا و با سرگذشت‌های مختلف…

چگونه در بند احساسات تعصبات و اتفاقات تلخ و شیرین زندگی‌هایشان به هم زنجیر مـی‌خـورند

چگونه زندگی چند انسان مثل کلافی سردرگم در هم گره مـی‌خـورد و حاصل این چیست…؟! عشق نفرت درد!

در امتداد اجبار داستانی حول محور زندگی سه شخصیت اصلی؛ ندا بهزاد و احسان

مـی‌چرخه وقتی ندا بی‌رحمانه محروم بیمار و عاشق مـی‌شود…

قهرمان این قصه کیست… .

رمان پیشنهادی:دانلود رمان حس معکوس پریناز بشیری

قسمت اول رمان در امتداد اجبار

به ساعت نگـاهی انداختم و با دیـدن ساعت هفت فهمـیـدم که تا چند ساعت دیگـه تنهام ! پتـو

گلبافت و

بالشی برداشتم و تـوی پذیرایی کنار شوفاژ انداختم . مال جهیزیه ام بود . دهنمو کج کردم و با

تمسخر

گفتم : جهیزیه

بیخیال دراز کشیـدم . بخشی از پتـو رو روی خـودم کشیـدم و بقـیشو بغل کردم . دونه های اشکم

تـوی پتـو

فرو رفت چرا خدا ؟!

به گذشتـه ها برگشتم زمانی که فقط ۷۱ سالم بود ففط ۷۱ سال !

صحنه ها جلو چشمم جون گرفت پلکـامو محکم روی هم فشار دادم اما فایـده ای نداشت ، همه

چیز

برام تداعی شـد

اووف کنار گوشم حرف مـیزد و نمـیذاشت به حرفای دبیر گوش بدم یه سره مـیگفت آخه

روانشانسی

هم شـد درس اینم رشتـه اس ما اومدیم خانم محبی با تـه ماژیک تـوی دستش چند ضربه

روی تختـه

کوبیـد و تذکر داد : ساکت ..

چشم غره ای بهش رفتم و خـودمو غرق درس کردم زنگ که خـورد نفس عمـیقـی کشیـدم و در

حالی کهبدنمو کش و قوس مـیـدادم گفتم : من دیگـه بایـد برم باشگـاه کـاری باری ؟

گفت : نمـیای ؟

عصبی شـدم با کف دست روی دستـه صندلی کوبیـدم و بهش تـوپیـدم : بس…

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنید

دانلود رمان

دانلود رمان بیخیالت نمیشم  

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنیـد

دانلود pdf رمان

دانلود رمان بیخیالت نمـیشم pdf از ناشناس با لینک مستقـیم

برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF

نویسنده این رمان ناشناس مـیباشـد

موضوع رمان:عاشقانه

خلاصه رمان بیخیالت نمـیشم

داستان دختری زیبارو ورزشکـار دنبال کـار مـیگرده

دختر داستان ما قراره معشوقه یه پسر ناشناس بشـه

رمان پیشنهادی:دانلود رمان به من فرصت بده مسیحه زادخـو

قسمت اول رمان بیخیالت نمـیشم

رفتم تـو آشپزخـونه دلم هوس قهوه کرد امشب اونقدر

اعصابمو داغون کرد این قد آقا که هیچی دیگـه،

گوشیمو از جیبم در آوردمو یه نگـاه به کـانالی که جدیـدا

تشکیل داده بودم انداختم،زیاد اهل فضای مجازی نبودم این

کـانال رو هم استاد کـاظمـی تشکیل داده بود برای رفع مشکل های

روحی روانی یه سری،که خیلی هم کـاربر داشت و

من رو هم به پیشنهاد خـودشون عضو کرده بود.

با صدای درینگ قهوه جوش به خـودم اومدم،پاشـدم که واسه خـودم قهوه بریزم که؛

فکر کرده من آرادم،خخخآراد مـیشـه واسم یه لیوان آب بیاری،یخ یادت نره.

واسش نمـیبرم خـودش بیاد بخـوره.

قهوه رو ریختم وگذاشتم رو یه بشقاب،دلم سوخت،دیـدم اگـه

آب نبرم از یزیـدم بدترم. پس یه لیوان که دست کمـی از

تنگ نداشت برداشتم کلی یخ ریختم تـوش و

البتـه از آب سرد کن یخچال هم آب یخ ریختم رو یخا.

رفتم تـو پذیرایی،رهام رو مبل پشت ب من نشستـه بود.

بلههه آقا داره اطالعات منو دیـد مـیزنه،بله… لیوانو از پشت تـو

تاریکی سمتش گرفتمو اونم بدونه نگـاه کردن لیوانو از

دستم گرفت، وای خدا این غرق بودا.

مـیگم این هیوا هم واسه خـودش کسیه ها

مقاله آخرش تـو کنگره ژاپن ترکونده.

من تـو تاریکی پشت سرش وایساده داشتم قهوَمو مـیخـوردم.

یهو انگـار چیزی یادش بیادبرگشت سمتم و بادیـدن من قـیافش خیلی خنده دار بود.

داشتین مـیگفتین.

چیز خاصی نمـیگفتم شمام به جای جغد شـدن باال سر بنده

اون پرونده رو مطالعه کنیـد بد نمـیشـه. دیـدی گفتم اگـه

خیلیم از بدت مـیاد

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنید

دانلود رمان

موضوعات
درباره سایت
دانلود رمان جدید
آخرین نظرات
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " گالری رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.